|
پنجشنبه 05 بهمن 1391 :: 12:32 :: نويسنده : weloveshack
می خوام ازین به بعد آرزوهامو روی یه برگه بنویسم نه به خاطر اینکه یادم نره! نه، برای اینکه یادم باشه چیزیکه الان دارم آرزوی دیروزم بوده. یکی از بزرگترین آرزوهام داشتن مردی مث تو بود پاییز 89 که دیدمت خودت شدی آرزوم بعد از کمی آشنایی صحبت کردن نگاه کردن به تو آرزوم شد بعد از مدتی دیدن آرزو کردم که مال هم شیم بعد از عقد آرزو کردم که همیشه باهات باشم و الان به تمام آرزووهام رسیدم چه گستاخانه تشکر از معبودمو کسی که بودن تو از لطف اونه عشق واقعیمو فراموش کردم دوست دارم خدا ممنون که انقد به من لطف داری بهم ثابت کردی که دوسم داری. آقای خوبم خوشحالم که دارمت تو بزرگترین و بهترین آرزوی من بودی و هستی اما می دونی الان آرزوم چیه آرزوم اینه: وقتی برم پیش خدا که برای آخرین بار پیش شما باشم و با یه خاطره خوش دیگه از زمین برم
|
||