عاشقانه هایم برای تو
درباره وبلاگ


سلام به همه اونایی که اومدن وبلاگ ما رو بخونن .من یه دختر عاشقم که 20سالمه و یه همسر خوبه خوب دارم که 25 سالشه و این جا می خوایم عاشقانه هامونو ثبت کنیم.7/8/90 عقد کردیم اما هنوز باهم تویه یه خونه نیستیم برامون دعا کنید که زوده زود بریم سر خونه زندگیه خودمون دیگه.برا همه عاشقا آرزوی خوشبختی و سعادت داریم.در پناه بهترین دوستمون خدا

پيوندها
[Link_Title]




نويسندگان
آیسین

آخرین مطالب
[Post_Title]


 
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392 :: 18:56 :: نويسنده : weloveshack

سلام عشقم

خواستم بدونی خیلی دوست دارم خیلی زیاد

می بینم چطوری برام فداکاری می کنی بهت نشون می دم ارزشش و دارم دوست دارم عزیزم

تو دنیا که همه ازم ناراحتن تنهام و هیچ کس ندارم تو تنها سنگ صبورمی تنها حامی و پشتیبانم اگه می تونستم به عقب برگردم مطمئن باش به از دور دیدنت اکتفا می کردم هرروز خوشبخت بودم چون می دیدم که شادی خوشحالی دوست دارم .

من برا کسی مهم نیستم آقای مهربونم می دونی امروز عصر با خودم فک کردم حتی مامان بابام  به خاطر من حاضر نیستن هکم کوتاه بیان

اما با این وجود تو همیشه پیشمی از خدا می خوام به همه آرزوهات برسی عشقم حتی  اگه بی من باشی.

چون رشته آب و خاکی این طوری می گم دوست دارم

به امید روزی که تو خونمون بعد از فدم زدن زیر بارون یه لیوان چای داغ بنوشیم.

خلاصه

 

 هه دنیا تشکر ویجه دوست دارم آقای همسری دوست دارم/.

 

یکشنبه 03 شهریور 1392 :: 12:50 :: نويسنده : weloveshack

سلام خدای مهربونم سلام خدایی که می دونم صدامو می شنوی یه کوچولو دلم گرفته خدای خوبم مهربونت ترینم.

نه! نه!

به خاطر مشکلات نیست برا اینکه ازت دورم و غافلم دل گیرم خدا جونم شاهدی تمام رویای بچگیم نوجونیم این بود که یه مومن واقعی یه بنده حقیقی بشم از همونا که از دیدنشون لذت می بری

خدااااااااااااااااااااااااا منو ببخش

ببخش که انقد بدم لوسم ببخش که امانت دار خوبی نبودم آقا پرشین و دادی و اذیتش می کنم.

ببخش خانواده خوب دادی خانواده شوهر خوب دادی و قدرشونو نمی دونم همش بهانه می گیریم.

ببخش که بهم رفاه دادی تا درس بخونم و نخوندم.

ببخش که به من سلامتی دادی و من شکر نکردم.

ببخش برای اینهمه زیبایی که دورو برمه که به همشون نیاز دارم چون خودت گفتی هیچیو بی حکمت نیافریدی  اما من گستاخانه هرروز بهانه جدیدی می گیرم سوسک ترسناکه. هوای سرد بده .از خاک بدم میاد .اه آفتاب رومه.چرا این غذا بد مزه است.فایده شیر و جگر چیه؟چرا باید درس بخونم؟؟ ....

خلاصه ببخش که هرروز برام خدایی می کنی با اینهمه بزرگی و مشغله من با همه حقارتم برات بندگی نمی کنم تازه روم سیاه بهتون غرم می زنم که ای خدا چرا این دنیات این جوریه چرا همه اذیتم می کنن.

خدایا دلم گرفته ازینکه ازهمه هروز معذرت می خوام برای کارهای کرده و نکرده اما چرا به شما نمی گم ببخش بزرگ ببخش قادر مطلق که هرروز که بهم فرصت می دیو خراب میکنم. چرا قدر این زندگی خوب و نمی دونم چرا قدر آقای شوهر مهربونو فداکارمو نمی دونم

می دونی دلم گرفته از خودم

آره همه این گرفتاری ها رو خودم برا خودم درست کردم معلومه هرروز غصه می خورم هروز ناله می کنم دیگرانو اذیت میکنم

وقتی من هرروز نعمت هایی که بهم دادی و نمیشمارم سپاسگذاری نمی کنم با وجود این همه لطف تو درحقم آخرش می گم خدایا چرا بهم کمک نمی کنی چا همش به آدمای دیگت توجه داری می خوای با این چشمای ناسپاسم خوبی بنده هاتو ببینم؟؟؟؟

من انقد بدم که خوبیو نعمت شما رو نمی بینم.

من یه زندگی خوب دارم یه همسر خوب و سالم.خانواده سالم و مهربون.خانواده شوهر با گذشت و فداکار اما نه من فقط بدی دیم تازه بدیم که نه کم لطفی خدا من خیلی قدر نشناسم منو ببخش

خداجونم دوست دارم می دونم هربار انگشتم و بلند کردم که یه حرف تایپ کنم بزرگی عظمت تو بوده که تونستم دوباره انگشتمو برگردونم رو صفحه کلید خدا شکرت بابت خوبیات دوست دارم.

خدا راستی از امروز من و آقای همسری می خوایم حرکت کنیم شمام برکت بده همت بده دستمونو بگیر نزار جا بمونیم دوست دارم ای قادر مطلق ای سرچشمه تمام دوستی و محبت ها.می دونیکه من خیلی احساساتیم و عاشق عشقم این و شما بهم یاد دادی وقتی دیدم حتی به کسایی که دوست ندارن عشق می ورزی من نمی تونم با کسی قهر کنم چون تو یادم دادی قهر یعنی اتلاف ساعتای خوش زندگی کمکم کن تا همیشه قلبم طاقت قهر نداشته باشم.خدا دوست دارم بزرگ بی همتا

پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 :: 22:20 :: نويسنده : weloveshack

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــا
از چشم‌ها و شــانه‌ها و دستهایشــان
 از آغوششان
از عطر تنشـان،
از صدایشــان...
پررو
می‌شوند؟
خب بشوند....
مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان
نرفته‌ایم؟
مگر ما به اتکــاء همین دست‌ها
همین نگاه‌ها
همین آغوشهـا، در
بزنگاههای زندگی
سرِپا نمانده‌ایم؟...
من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته
باشم
من می‌خواهم خواستنم گوش فلک را کر کند
من می‌خواهم
مَردَم بداند
دوستش دارم....

چهارشنبه 23 مرداد 1392 :: 13:22 :: نويسنده : weloveshack
 
 
میخوام ازت معذرت خواهی کنم...

 

منو ببخش اگه ناراحتت کردم

منو ببخش اگه عاشقت شدم  و تو رو برای عشق برگزیدم

اما باعث عذابت شدم

منو ببخش اگه تحمل دیدن ناراحتی هاتو ندارم

اما همیشه خودم دلیل ناراحتیتم

منو ببخش اگه تو رو نیمه دیگه وجودم دونستم

و باعث شدم تو احساس کنی زندانی منی

منو ببخش اگه تحمل دوریتو ندارم

و نذاشتم تنهایی یا با دیگران خوش باشی

منو ببخش اگه نشون ندادم واقعا عاشقتم

و به قول شما الکی نقش بازی کردم

منو ببخش اگه میگم دوست دارم

اما به قول شما کارام چیزه دیگه ای میگه

منو ببخش اگه برات نامه می نویسم

تا شما فک کنی همش دروغه

منو ببخش اگه معشوقه ات نبودم

و باحرفام به قول خودتون مجبور به عقد شدید

منو ببخش اگه جای عشقتو  زن تو پر نکردم

وا آغوشم پناه خستگیات نبود

منو ببخش اگه دلم بی تو تاب نمیاره

و بی تو لحظه ای زنده نیست نه بی جسمت بی شادیت خوشبختیت

منو ببخش اگه چشاتو نگاه کردم

آخه تنها چیزی که آرومم می کنه اون تیله های قهوه ای پررنگه

منو ببخش اگه دلم رو به دلت سپردم

با مشکلاتم باری شدم رو دوشت

به خاطر همه بدیام منو ببخش


روزی که قرار شد مال هم باشیم این روزارو نمی دیدم همیشه فک میکردم انقد خوبم و شما دوسم داری که دوست داری هرجا می ری برگردی پیش من یا دته به خودتونم گفتم گفتم می خوام خونمون بهشت باشه تا هرجا می ری دلت پربکشه برا خونمون نمی دونستم حالا تنها جایی که بهت بد می گذره پیش منه.تقصیر من بود قبول دارم می خواستم بهم وابسته شی تا هیچ وقت بی تو نباشم اما حالا که زجر کشیدنتو می بینم حالم بدتر دلم میخواد بریم یا جایی که تو همش بخندی من از دور خنده هاتو ببینم اونوقت تو دلم بگم الهی فدای خندهات لبت همیشه خندون باشه.

می دونی من عشق و دوست داشتنو یه جور دیگه فهمیدم و بلدم یه جوری که از نظر دیگران لوسبازی و بچه بازیه .

خلاصه

من  و ببخش اگه رنجوندمت اما بدون دوست دارم.

 

دوشنبه 21 مرداد 1392 :: 12:41 :: نويسنده : weloveshack

می گویند:

عشق خدا

به همه یکسانَ است
ولی من می گویم:

مرا بیشتر از همه

دوست دارد

وگرنه

به همه
یکی مثل تو  را می داد .

 

 

وای خدایا حالا که انقد دوسمون داری یه همچین نی نی نازیم بهمون بده بهدنا که برامون موووووووووووچ کنه

چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: 13:41 :: نويسنده : weloveshack
متشکرم:

برای همه وقت هایی که:
مرا به خنده واداشتی.

به حر ف هایم گوش کردی.

به من شهامت و جرأت دادی.

با من شریک شدی.

 با من به گردش آمدی.

خواستی در کنارم باشی.
 به من اعتماد کردی.

مرا تحسین کردی.

 باعث راحتی و آسایش من هستی.

گفتی “دوستت دارم”.
 در فکر من بودی.

 برایم شادی آوردی.

به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

 دلتنگم بودی.

 به من دلداری دادی.

در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.
همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.
در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.

همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.
تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.
چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: 13:38 :: نويسنده : weloveshack

همسرم...

نماز را خيلي دوست دارم..

ولي

نمازي كه بخوانم و تو در جلوي من مشغول نماز باشي را

ديوانه وار دوست دارم...

 نشستن در رو به روي پنجره ي فولاد ِ حرم
امام رضا (ع)

و

صحبت با ايشان را خيلي دوست دارم..
ولي

كنار ِ تو بودن در حرم امام رضا (ع) را عاشقانه دوست دارم..

با خدا حرف زدن را دوست دارم...

ولي

كنار ِ تو با خدا حرف زدن را خيلي خيلي دوست دارم...

 كنار ِ تو بودن را دوست دارم..

ولي

رو به خدا و در كنار ِ تو بودن را بيشتر دوست دارم...

پنج‌شنبه 10 مرداد 1392 :: 13:14 :: نويسنده : weloveshack

 

 

 

دوست دارم یه پسر داشته باشیم!!!!

چشاش شبیه تو ،خنده هاش شبیه تو،اخلاقش شبیه تو ،موهاش شبیه تو

لباس تورو بپوشه،باهات مردونه حرف بزنه، ادکلن های تو رو بزنه،بعد بیاد لوپم و بوس کنه بگه مامان خوشتیپ شدم منم نگاه کنم به تو آروم بخندم

محکم بغلش کنم از خوشحالی اشک بریزم بگم

آرههههههه مامان جان من سال ها پیش عاشق این تیپ و قیافه شدم

و

تا امروزم از بهترشو ندیدم.

خیلی دوست دارم.

 

دوشنبه 07 مرداد 1392 :: 19:28 :: نويسنده : weloveshack

به خداوندی خدا دوستت دارم

ای تو زيباترين زيبايی ، ای رويای بيداری

به خداوندی خدا دوستت دارم

ای بيقرار دلم ، ای تك درخت دشت سرخ قلبم ،

به همين لحظه های مقدس عشق قسم دوستت دارم

ای آنكه چشمت بارانی است ، ای تو كه روحت شادابی است ، و
رگهايت از خون محبت جاری است

به آن كعبه مقدس عشق قسم دوستت دارم

زندگی من ، ای آغاز من ، ای سرآغاز من ، ای فردای من

به همان لحظه ديدارمان قسم دوستت دارم

نمی دانم كلمه مقدس دوست داشتن را چگونه بيان كنم تا تو باور كنی كه

دوست دارم

 

 

یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 12:54 :: نويسنده : weloveshack

 

سلام ماه تابانم سلام مرد روزای سخت و آسونم.

دیشب شب قدر بود دعاهاتون قبول من که همش دعا کردم شما منو ببخشی یه سال دیگه گذشت اما حتی یه کار مثبتم نکردم که دیشب به خدا بگم خیلی از خودم خجالت کشیدم مرده نازم دیشب مطمئنم خدا بخشید من و آخه همش بهش گفتم آقای همسری یه نشونه از شماست اما همیشه نا بهش می گم معذرت می خوام بی چون و چرا می بخشه گفتم خدایا شما که جای خودتون رو دارید.

وای چگد خوب بود دیشبم خونمون خوابیدی واقعا خوشحالم گل من جان دلم از خدا خواستم خوبم کنه خواستم دیگه اذیتت نکنم نه شمارو بلکه هیچکس را دوست دارم التماس دعا


دوست دارم هیچ شعری پیدا نکردم بنویسم خیلی دوست دارم برام دعا کن خیلی زیاد محتاج دعاتم

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران