|
جمعه 06 اردیبهشت 1392 :: 14:49 :: نويسنده : weloveshack
دلم میخواد همیشه در کنارم باشی و من نیز برات از عشق بگم. این دل بدجور بهانه تو رو میگیرد ، نمی دونم چگونه با این دل بهانه گیرم بسازم!
کاش می فهمیدی برای این که تنهایم تو را نمیخواهم؛ برعکس … برای این که میخواهمت ؛ تنهایم …!!!
جمعه 06 اردیبهشت 1392 :: 14:34 :: نويسنده : weloveshack
سلام خوبی انشاالله الان 1 رب ساعته که رفتی ببنیم کی میای هادته قول دادی تا 6 مییای خودت گفتی بهم اعتماد کن من هم بهت اعتماد کردم.
چهارشنبه 04 اردیبهشت 1392 :: 20:36 :: نويسنده : weloveshack
سلام ماه من کوبی جونه دلم دووووووشت دارما کیلی کیلی کوشحال استم البته یه گمی دارم که آخر مطلبم می گم. کوشحالم چون با صبرت با مهربونیت و پی گیریت باعث شدی حگی که تو دانشگاه ازم ضایع شده بود و بهم بر گردونن بهت افتکار می کنم مطمئن باش اگه کاندید برای ریاست جمبوری می شدی بهت رای می دادم چون آدم عدالت محوری استی زنده باد آگام زنده باد آگام زنده باد آگام اگای مهربونم پریشب موشیمون مرد
موشیمونو دوست داشتم چون اولین حیوونه خونگی بود که برام کریدیش چون بعد اگدمون بهم ثابت کردی حرفات حرفه و وگتی می گی برات حیوون می کرم می کری.
خیلی دعا کردم که جای موشیمون (یه جورایی بچمون)من بمیرم .خوب نشد گسمتش این بوده لابد دیجه ممنونم که همه کارای کفن و دفنشو کودت کردی تازه جای اون دوتا هم عوض کردی تا مریض نشن ممنونم .وای کسته شدم از بس که مهربونی امش باهد ازتون تشکر کنم مارمم پوست انداخت اه اه اه حالم داشت بد می شد اما این شما بودی عین شوالیه ای بیباک
چراگا کاموش
ازت تشکر می کنم مهربانم به خاطر همه مهربانیهات.می دانی تنها بودم بی کس بودم و نا امید گریه می کردم نماز می خواندم و امید می طلبیدم خدا همش بهم می گفت صبر کن گفتم خسته ام کسی و ندارم که دوسم داشته باشه نگرانم باشه خدا گفت فعلا ساکت شو گفتم خدایا مگه تو خدا نیستی من فقط می خوام بیام اونجا پیش تو تو که مهربونی و خدا سکوت کرد روزگار گذشت معنی سکوت خدارو نمی فهمیدم بی تابی می کردمو مدام گله و شکایت می کردم می خواستم برم این دنیا واسه منو عقایدم جایی نداشت اما بازم خدا سکوت کرد تا تقریبا فروردین 90 بود که فهمیدم یه جورایی به دیدنت بودنت وابستم همینکه تو دانشگاه از دور می دیدمت یه جور امید تو گلم زنده می شد دیگه زندگیم تکراری نبود زیاد می خندیدم واسه دانشگاه اومدن بی تابی می کردم جلوی دانشگاه بی اختیار به ماشین های پارک شده نگاه می کردم.دیگه رفتم پیش خدا گفتم امید پیدا کردم گفت من که خیلی وقته دارم بهت نشونش می دم و می گم.پیش خودم گفتم مگه خداهم دروغ بلده؟تواین فکرا بودم که خدا جوابمو داد گفت من دروغ نگفتم تو نشنیدی و دلت می خواست به حرفای شیطون گوش بدی دیدم اره راست می گن گاهی باید سکوت کرد شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.ممنونم خدا جوووووونم خلاصه شدی امید یه بی امید پناه یه بی پناه نگهبان یه ضعیف ممنونم که اومدی تو زندگی امید وارم لایقت باشم حالا بزا گممو بگم گراره جمعه بری شنا (وای چگد ماه می شیا) من تنها می شم کیلی می دونم بهت اعتماد دارم گفتی زود میای اما خوب دوری از تو هر ثانیش واسم یه ساله اما امید وارم حسابی بهت خوش بگذره مردم و کیف کنی اما هادت باشه خانم کوشولوت تو کونه تنها بی کس منتظر دیدن یارشه زودی بیا خواهش می کنم
دوشنبه 02 اردیبهشت 1392 :: 18:28 :: نويسنده : weloveshack
من هیچ نمی خواهم ...
تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد
نگاهت را می خواهم تا روشنی چشم های خسته ام باشد
وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد
خیالت را می خواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد
دست هایت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشک هایم باشد
و تنها خنده هایت را می خواهم تا مرهم کهنه زخم های زندگی ام باشد
آری تنها تو را می خواهم ...
یکشنبه 01 اردیبهشت 1392 :: 20:03 :: نويسنده : weloveshack
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خیلی زیاد
شنبه 31 فروردین 1392 :: 13:14 :: نويسنده : pershiyan
با سلام به دختر گل گلاب لوس و بی نمک من خیلی دوستت دارم و داشتم و خواهم داشت و کلا اصلا خود این دوس داشتن منم واسه خودش یه عالمه فلسفه داره با این حال نمیشه گفت و بیان کرد زیرا در بیان نمی گنجد اولا ممنونم که دوسم داری این از لطف شماست بازم ممنون واسه ی شعرای قشنگت منتهی واسه من مهم فقط اینه که شما درک کنی که خیلی دوستت دارم همین اونوقت دیگه نمی گی می زارم راحت باشی چون نمی تونی جای من فکر کنی و تصمیم بگیری من دوستت دارم و از این بابت مطمئن استم پس خودترو محکم بگیر توی فراز و نشیب زندگی من درکت می کنم که بسیار مشکل داری و قبول دارم که مسبب بسیاری از این مشکلات منم اما از شما می خوام که در کنارم باشی تا زندگیمون رو زیبا تمام کنیم مثل دو پروانه که سختی های پیله رو تحمل می کنند تا به آسمان پرواز کنند و در گلها خانه بسازند شاید عقاید و افکار ما متفاوت باشد اما عشق همه ی فاصله ها را می شکند و بی شک ما عاشقیم گرچه تو کبوتر استی و من باز اما لانه ما فقط با عشق آباد می شود دوست داشتن حد و مرز ندارد تنها مرز آن فقط دوست نداشتن است من دوستت دارم نه به کهنگی واژه بلکه به همهن تازگی آشنایی پس بیا برای رسیدن به قله های موفقیت یکدیگر را حمایت کنیم راهیست طولانی که با محبت کوتاه می شود و تاریکی های مسیرش با عشق منور می گردد گاهی می شود با چیزهای ساده خوشحال بود و یک عصرانه در کنار هم شاید از تمام دنیا بیشتر شادمان کند البته گاهی سلیقه هم خوب است پس تا همیشه دوستت دارم
شنبه 31 فروردین 1392 :: 11:12 :: نويسنده : weloveshack
فقط چند لحظه کنارم بشین**********یه رویایه کوتاه تنها همین
به من فرصت هم زبونی بده************به من که یه عمره بهت باختم
شنبه 31 فروردین 1392 :: 11:02 :: نويسنده : weloveshack
می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم
شنبه 31 فروردین 1392 :: 10:56 :: نويسنده : weloveshack
برام هیچ حسی شبیه تو نیست همین از تمام جهان کافیه
|
||