عاشقانه هایم برای تو
درباره وبلاگ


سلام به همه اونایی که اومدن وبلاگ ما رو بخونن .من یه دختر عاشقم که 20سالمه و یه همسر خوبه خوب دارم که 25 سالشه و این جا می خوایم عاشقانه هامونو ثبت کنیم.7/8/90 عقد کردیم اما هنوز باهم تویه یه خونه نیستیم برامون دعا کنید که زوده زود بریم سر خونه زندگیه خودمون دیگه.برا همه عاشقا آرزوی خوشبختی و سعادت داریم.در پناه بهترین دوستمون خدا

پيوندها
[Link_Title]




نويسندگان
آیسین

آخرین مطالب
[Post_Title]


 
شنبه 09 آذر 1392 :: 19:46 :: نويسنده : weloveshack

دوست دارم

 


سلام ثبت نشده بود برات کلی نوشته بودم اما مهمش این بود که متوجه شدم دیگه دوسم نداری فقط بهم عادت کردی.

برات مثال زده بودم خدارو گفتم وقتی خدارو دوست داری فراموش نمی کنی کارایی که ازت می خوادو  چون عاشقشی نمی گی چرا بنظر من این درستره می گی هرچی شما بگی روچشمم ناراحتش نمی کنی.دیدم که می گم.

اما من چی خواسته هایی ازت دارم که اگه به بقیه بگی بهم می خندن آخه خیلی پیش پا افتاده ان.

سر قضیه ای که رفتی تو اتاق من می گم اصلا حواست نبود یعنی من ارزش یه عذر خواهی سادرو نداشتم. یه بار دلم می خواست محکم می گرفتیم می گفتی من جز تو کسی و نمی بینم این زیاده؟؟؟؟؟

اشکال نداره دیگه ازت نمی خوام کاری بکنی چون من اینکارارو فقط از مردم همسرم انتظار دارم شما که دوسم نداری قلبت متعلق به من نیست پس آزادی.

بمیرم که مریضی هرکاری می کنم تا زوده زود خوب شی باهات قهر نیستم فقط سخته بعد 2 سال بفهمی دوست نداره او کارایی که می کنه از رو اجبار توه نه از ته قلبش مثال خدارو زدم.

شاید حق داری می گی خواسته هام زیاده اما من اینجوریم دیگه تو زندگیم باید عشق وجود داشته باشه می دونم پشیمونی تابلوه بارهاو بارهاهم گفتی انکار نکن جان دلم من فقط نمی خوام تورو با کسی قسمت کنم همین مگه من چه گناهی کردم الان باید زجر بکشم اما بعد اونا ازدواج می کنن راحت کسی هم کاریشون نداره چرا کسی دلش به حال من نمی سوزه همیشه آدمایی که دوسشون دارم من و زیرپا میزارن تا دل بقیه نشکنه با این فکر که ما با تو راحتیم تو با اونا فرق داری تو باید درک کنی توکه می دونی مجبور بودم.اشکال ندارهمن با خودمم تمرین می کنم اما بدون خیلی دلم شکسته دیگه طاقت جدایی ندارم آره جدایی وقتی میری خونتون ازم جدا می شی دیگه زنت نیستم تازه بجایی که تو بهم بگی چه خبره بگی اینارو می گم که حس کنی اینجایی باهام دعوام می کنی که ازین کارا بدم میاد.خودتو بزار جای من اونوقت درک می کنی.

 یه عالمه ایده داشتم واسه آیندمون اما همتون زدین تو ذوقم اونا برام مهم نیستن اما دوستاشتم تو هیجانم و درک می کردی.خوب معلومه وقتی ناراحتی ازین ازدواج هیجانم نداری.

نگو آدم بدی هستی و خوشبختم نکردی این دروغ هاتو باور ندارم من معنی واقعی خوشبختی و دوسال پیش قبل همه دعواها با تو فهمیدم.نمی دونم شاید من عوض شدم که دیگه دوسم نداری اما مطمئنم که دیگه دوسم نداری فقط وقتی نیستم جای خالیمو حس می کنی.

من دیگه ازت چیزی نمی خوام جمعه رو هم همینجوری گفتم که عکس العملت و ببینم که دیدم از رو اجبار قبول کردی و الا می گفتی خوب معلومه عزیزم اصلا می خوای از شب بیام دنبالت.

من همین حرفاتو می خوام زیاده؟؟؟؟؟

اشکال نداره گل من تا حالا بهت آویزون بودم چون حس می کردم دوسم داری اما الان 3 روزه همه چی فرق کرده.

امیدوارم که همه اینا دروغ باشه

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران