|
سهشنبه 02 مهر 1392 :: 12:42 :: نويسنده : weloveshack
اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار
میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار
این از خودم گذشتنو، پای خاطر خواهیم بذار
خیال نکن که خواستمه، این اونه که می خواستمه
به قبله ی محمدی اینه که حرف راستمه
می خوای واسه ات همین وست داد بزنم ؟
با تار زلفات دلمو دار بزنم؟
پیش همه خلق خدا زاز بزنم؟
گریه کنون سر توی دیوار بزنم؟
بعده یه عمر آزگار، یه عاشقی، تو روزگار
از عشق تونست که بگذره ، بدون باختن تو قمار سلام خواستم خودت بخونی خیلی دوست دارم خیلی تلاش کردم که هردومون احساس خوشبختی کنیم می دونم الان تو دلت می خندی و می گی تو؟؟؟؟ اره بجان تو که از همه برام عزیزتره از خیلی خواسته هام گذشتم تا تورو خوشحال کنم می دونم شمام حسابی تلاشتو کردی.ممنون همیشه دلم می خواست به همه بگم : من و بهزاد نمی تونیم حتی چند ساعت ازهم دور شیم من و بهزاد همیشه با هم خوبیم نه تاحالا دعوا نکردیم دیدن ناراحتی و اشکای همو نداریم تا حالا قهر نکردیم دلمون نمیاد با هم حرف نزنیم همیشه پشت همیم ازهم چیزیو پنهون نمی کنیم تا حالا بهم دروغ نگفتیم با هم درد و دل میکنیم با حرف زدن مشکلامونو حل می کنیم با همه چی هم می سازیم هم دیگرو درک می کنیم باهم تفاهم داریم باهم دوستیم همسر همیم نه همبستر هم می دونم شمام دوست داشتی اینا حقیقت داشت درسته کم و بیش اینجوری هست اما واقعا نیست نمیگم تو مقصری ها نه بخدا من خیلی مقصرم چون جوری نیستم که بخوای باهام حرف بزنی دوست باشی تازه با این حال همیشه پشمی گا نازم یه خواهش دارم ازت بیا خوب فکراتو بکن اگه می بینی با من به جایی نمیرسی قبل از ازدواجمون بهم بگو اگه دوسم نداری بگو اگه از با من بودن خسته شدی بگو اگه دیگه باهام جوونی نمی کنی بگو فقط این بارو راست بگو اگه نخواستیم دیگه ... اگه خواستیم باید عوض شیم دوتامون باید حرف بزنیم یه روز کامل اما باید حل کنیم مشکلاتمون رو دوتامون عاشقیم قبول اما این کافی نیست باید دوست باشیم باید بهم احترام بزاریم به خواسته هامون بهزاد اگه خسته ای ازم بگو درک می کنم من کسی و ندارم اما ترحم نمی خوام من خدارو دارم من بری میمیرم داغون می شم اما با حرفات اینکه دیگه دوست ندارم ازت بدم میاد تو چه زنی هستی پیرم کردی اشتباه کردم داریمی کشیم هر روز هر ثانیه میمیرم. پس نه با من نه با خودت تعارف نکن برا من هیچ چیز ارزشش بیشتر از خوشبختی و شادی تو نیست دلم می خواد وقتی کنارمی ازینکه هستم شاد شی دلم می خواد ناراحتیمو نخوای دوست دارم همیشه به آیندمون فک می کنم اینکه وقتی ازدواج کردیم مشکلات تمومه اما می دونم محاله تا واقعا همدیگرو دوست نداشته باشیم همیشه مشکلات با هامونه اگه خواستیم دوسم داشتی باید بگی ازم چی می خوای و بزاری منم بگم چی می خوام باید عمل کنیم به چیزایی که می پذیریم این هارو نمی گم که یعنی تو مقصری نه من مقصرم دوست دارم خیلی همیشه داشتم و خواهم داش مطمئن باش عشقت یه جایی تو قلبمه که در نمیا د هیچوقت به خدا سپردمت بخودت فک کن من ترحم نمی خوام من سعادتو خوشبختیتو می خوام
|
||