|
سهشنبه 05 دی 1391 :: 21:49 :: نويسنده : weloveshack
سلام جونه دلم دوووووست دارم امروز از هم دور بودیم خدایا همسری و به شما سپردم مراقبش باش خوشحالش کن شادش کن و موفقش کن تنهاش نزار ایچوقت
دوشنبه 04 دی 1391 :: 12:53 :: نويسنده : weloveshack
تولد حضرت عیسی یکی از بندگان برگزیده خدا مبارک باشه انشاالله چند نکته از حضرت عیسی: خوشا به حال آنان که نیاز خود را به خدا احساس می کنند، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است. خوشا به حال آنان که مهربان و با گذشت اند، زیرا از دیگران گذشت خواهند دید. خوشا به حال پاکدلان ، زیرا خدا را خواهند دید. گمان مبرید که آمده ام تا تورات موسی و نوشته های سایر انبیاء را منسوخ کنم ؛ من آمده ام آنها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم. هر که احکام خدا را اطاعت نماید و دیگران را نیز تشویق به اطاعت کند، در ملکوت آسمان بزرگ خواهد بود. او (خدا) آفتاب خود را بر همه می تاباند؛ چه بر خوبان، چه بر بدان، باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می باراند. از کسی ایراد نگیرید تا از شما نیز ایراد نگیرند. زیرا هر طور که با دیگران رفتار کنید، همانگونه با شما رفتار خواهند کرد. چرا پر کاه را در چشم برادرت می بینی، اما تیر چوب را در چشم خودت نمی بینی؟ چگونه جرأت می کنی بگویی : اجازه بده پر کاه را از چشمت در آورم ، در حالی که خودت چوبی در چشم داری؟ بخواهید تا به شما داده شود، بجویید تا بیابید، در بزنید تا به روی شما باز شود، زیرا هر که چیزی بخواهد، به دست خواهد آورد، و هر که بجوید ، خواهد یافت . کافی است در بزنید که در به رویتان باز می شود. آنچه می خواهید دیگران برای شما بکنند، شما همان را برای آنها بکنید. داستانی از حضرت عیسی علیه السلام
وقتی حضرت عیسی علیه السلام از خداونددر خواست کرد کسی را به او نشان دهد که نزد خدا محبوب تر از او باشد، خداوند عیسی را به پیرزنی که در کنار دریا زندگی می کرد راهنمایی نمود. وقتی عیسی علیه السلام به سراغ آن خانم آمد، دید در خرابه ای زندگی می کند وبا بدنی فلج و چشمانی نابینا در گوشه ای رها شده است. وقتی حضرت عیسی علیه السلام جلوتر رفت ودقّت کرد، دید پیرزن مشغول ذکری است: « الحَمدُ للهِ المُنعِمِ المُفضِلِ المُجمِلِ المُکرِمِ» حضرت عیسی علیه السلام تعجب کرد که اوبا این بدن فلج که فقط دهانش کار می کند، چرا چنین ستایش می کند؟ با خود گفت که او از اولیای خداست ومن بی اجازه وارد خرابه شدم؛ برگردم، اجازه بگیرم وبعد داخل شوم. به دم خرابه بازگشت و گفت: « السَّلامُ علیکُ یا أَمةَ الله» پیرزن گفت: « وعلیک السَّلام یا روح الله». عیسی پرسید: خانم! مگر مرا می بینی؟ گفت: نه. پرسید: پس از کجا دانستی که من روح الله هستم؟ پیرزن گفت: همان خدایی که به تو گفت مرا ببین، به من هم گفت چه کسی می آید. عیسی با اجازه آن خانم وارد خرابه شد وپرسید: خداوند به تو چه داده است که این قدر تشکّر می کنی؟ تشکّر تو برای چیست؟ پیرزن گفت: یا عیسی، آن چه به من داده بود از من گرفت، آیا همین طور پس گرفته است؟ آیا وقتی می خواست آن را از من بگیرد، به من نگاه کرد وپس گرفت؟ عیسی فرمود: آری، اوّل به تو نگاه کرده وبعد پس گرفته است. پیرزن گفت: من به همان نگاه او خوشم. خدا این نگاه رابه دیگری نداشته وبه من کرده است؛ پس جای شکر دارد.
دوشنبه 04 دی 1391 :: 12:23 :: نويسنده : weloveshack
هدیه های آقای شوووووووووووهر که دیروز بعداز ظهر برام خریدن وای سلام ممنون بابت این همه عشق گلم میگم همسریم فرشته است نمونه است نگید اه الانم داری درس می خونی
یکشنبه 03 دی 1391 :: 18:54 :: نويسنده : weloveshack
ما که می ترسیم ازهجرت دوست
کاش می دانستیم !!
روزگاری که به هم نزدیکیم
چـه بهایـی دارد ؟
کاش می دانستیم !!
حس دلتنگی هر روز غروب
چـه دلیلـی دارد ؟
ما آدم ها اگه میدونستیم شاید فردا دیگه نباشیم انقد امروزمونو خراب نمی کردیم. سلام عشق من می دونم دلت گرفته ازم می دونم منم ناراحتم امروز الکی الکی گذشت اما واقعا ظهر که پیشت بودم خوب بود نازدار من دوست دارم.نمی دونم حرفای امروزت چقدر از ته دلت بود اما من واقعا غصه خوردم یعنی واقعا من ایناییم که گفتی؟انقد بد؟واقعا متاسفم برا خودم که نتونستم راضیت کنم تو دلم یه دنیا غصه است. دوست دارم عزیزدلم امروزو فراموش کن منکه از دست موچم اصلا ناراحت نمی شم تازه ممنون عصری خوب برخورد کردی اینجا. می بوسمت
شنبه 02 دی 1391 :: 12:24 :: نويسنده : weloveshack
راستی یادم رفت بگم دیروز تولد پدر شوهری بود تولدت مبارک بابای خوبمون ممنون بابت همه ی زحمتایی که تو این یک سال برا من و همسری کشیدید دووووستون دارم اندازه بابایی خوب خودم ببخشید اگه براتون عروس خوبی نبودم بازم تولدتونو تبریک می گم. همسری تولک باباتون مبارک باسه انشاالله
شنبه 02 دی 1391 :: 11:52 :: نويسنده : weloveshack
عزیزم دیدم کریسمس نزدیکه گفتم پیش پیش بهت تبریک بگم
* امیدوارم بابانوئل به جای کادوی زیبا،تقدیر زیبا برای تو هدیه بیاره،تقدیر خوب رو نمیتونی الان حس کنی،اما در آینده میفهمی بهترین آرزو رو برات داشتم،کریسمس مبارک * کریسمس نه یه زمانه و نه یه فصل، بلکه یک یادبوده،در واقع گرامی داشتن صلح وحسن نیت، رحیم و بخشنده بودن، باعث میشه روح واقعی کریسمس رو لمس کنیم. * چون به سخن نوبت عیسی رسید عیب رها کرد و به معنی رسید عیب کسان را منگر و احسان خویش دیده فرو بر به گریبان خویش . . . کریسمس 2013مبارک. *میشه عکستو بدی بهم؟ که بابانوئل دقیقا بدونه برای کریسمس چی باید بهم هدیه بده.کریسمس مبارک. * سلام این عید پاک رو به پاکترین دل دنیا تبریک میگم امیدوارم بتونم قدر این پاکی رو بدونم و سال دیگه هم بهت تبریک بگم و پاکی رو باهم جشن بگیریم کریسمس مبارک.
شنبه 02 دی 1391 :: 11:29 :: نويسنده : weloveshack
یلدا یعنی یادمون باشه زندگی چقدر ارزشمنده که یک دقیقه بیشتر با هم بودن و جشن میگیریم سلام همسری یلدای گذشتت مبارک دووست دارم شب یلدای قشنگی برام ساختی ممنون،البته برای من هر شب با شما قشنگه.وای که چقد تو مهربونی.این دومین شب یلدایی بود که باهم بودیم.یلدای شما دوستانم مبارک.
چهارشنبه 29 آذر 1391 :: 21:55 :: نويسنده : weloveshack
خوشحالم جونم ممنون که قبول کردی و تو کلبمون خاطره می زاری
چهارشنبه 29 آذر 1391 :: 21:18 :: نويسنده : weloveshack
این عکس و شما گذاشتی داشتی آموزش می دادی که چجوری عکسامونو بزاریم تو خونمون ممنون که انقد تو همچی واردی بهت افتخار می کنم.
چهارشنبه 29 آذر 1391 :: 20:50 :: نويسنده : weloveshack
طرف به خانومش پیامک داد: من سر کارم، تا ده دقیقه دیگه میام خونه. اگه نیومدم این پیامکو دوباره بخون!؟ شوهر: عزیزم همیشه صحبت کردن با تلفنت چند ساعت طول می کشید اما این بار فقط یه ساعت صحبت کردی. معلومه که هوای جیب شوهرتو داری! زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! بهترین راه برای به خاطر سپردن روز تولد زنت اینه که فقط یه بار اون روزو فراموش کنی! خانومای عزیز :
زن .یه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو می بوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟ شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !! برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت : ” این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب را تمام کنم ” !
|
||