|
دوشنبه 27 آذر 1391 :: 18:47 :: نويسنده : weloveshack
کنـارم هستـی و امـا دلــم تنــگ میشـه هــر لحظـه خودت می دونی عادت نیست فقـط دوسـت داشتن محضه کنـارم هستــی و بــازم بهــونــه هـامــو مـی گیــرم میگـم وای چقـدر سـرده میـام دستـاتــو می گیــرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهـایـی می میرم از اینجــا تا دم در هــم بـری دلشـوره مـی گیــرم فقط تـو فکـر ایـن عشقـم تـو فکـر بـودن با هــم محالـه پیـش مــن باشی بـرم سرگــرم کاری شم میـدونــم کـه یـه وقتـایـی دلـت میگیــره از کـارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم تـو هــم مثـل منـی انگـار از ایــن دلتنگیـا داری
دوشنبه 27 آذر 1391 :: 14:11 :: نويسنده : weloveshack
سلام ای دل نورانی خورشید،ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش!سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بیکران روزت به خیر باد. سلام مرد قشنگم خوبی؟میدونم خوبی چون دارم می بینم .عشقم دوست دارم خیلی زیاد واقعا که خوشبخت ترینم با وجود تو شاه مرد قلبم . از خرداد سال 90 که دیدمت زندگیمو عوض کردی خوش بخت ترینم کردی.یادته انگار همین دیروز بود هفتم آبان سال یکهزاروسیصدو نود که من و شما باهم عقد کردیم.وای چه روز خوب و بزرگی بود روز یکی شدنمون. همسر مهربانم از صمیم قلب دوستت دارم و ممنونم که پیشمی پشتمی ازین به بعد می خوام برات اینجا بنویسم تا همه بدونن که چه مرد خوبی دارم. |
||