|
یک شنبه 24 شهريور 1392برچسب:, :: 19:55 :: نويسنده : آیسین
اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمیکنی
دلتنگ تر میشم ولی نشنیده میگیری منو
هنوز همه حالِ تورو از من فقط میپرسنُ
با این که با من نیستی دیوونه میشم از غمت
اصلا نمیخوام بشنوم که اشتباه گرفتمت
داشتنِ تو کوتاه بود اما همونم کم نبود
گذشتم من از همه، هیچ کس به غیر تو نبود
حقیقتُ میدونی و از من دفاع نمیکنی
کنارِ تو میمیرم و تو اعتنا نمیکنی
مردم تورو از چشم من امشب تماشا میکنن
فردا غریبه ها منو پیش تو پیدا میکنن
کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری
به روم نیارم که چقدر میخوام که از پیشم نری
هربار با شنیدن صدای تو آروم شدم
خودت می دونی واسه بدست آوردن و داشتنت چه سختی ها کشیدم چه حرفارو تحمل کردم و چقدر غرورمو به خاطرت جلوی این و اون شکستم وقتی با حرفاشون تحقیرم میکردن به صبح هایی فک کردم که قراره پیش تو بیدار شم پس بخاطرت فقط خندیدم.پس بدون به این آسونی ها از دستت نمی دم من دختر مغروری بودم اما دیدم نابرده رنج گنج میسر نمی شود نظرات شما عزیزان: پرشین
![]() ساعت20:00---24 شهريور 1392
با سلام
شما خودت رو دست پایین نگیرید لطفا ![]() دوستت دارم زیاد ![]() ![]()
![]() |